در استانه 18 ماهگی...

اول بگم که تا 18 ماهگی گلم 18 روز مونده...

بازم سرما ،نمی دونم چرا وقتی سرما می خوری 2 هفته یا بیشتر طول می کشه تا خوب بشی..امیدوارم همه بچه های مریض زودزود خوب بشند.الهی امین...

(تو رو خدا زود زود خوب شو تا با هم بریم خرید عید رو انجام بدیم.)

هفته قبل یه جشن عقد دعوت بودیم که مال خاله تارا دوست عزیزم بود و هنوز نرفته برگشتیم.از پس بی تابی و شیطونی کردی که بماند.(تارا جان اگر این مطلبو می خونی برات بگم که واقعا شرمنده که نتونستم اون شب زیاد بمونم انشاالله عروسیت جبران می کنم.)

واما از کارهای دختر نازم:

روناکی دیگه اونقدر بزرگ شدی که بفهمی من چی می گمو چی ازت می خوام.همین دیشب کلی دنبال ریموت تلویزیون گشتیم،هر چی بیشتر می گشتیم کمتر پیدا می کردیم،خلاصه هر جایی که فکرشو بکنی گشتیم اما پیدا نکردیم منم به بابایی گفتم که حتما باز روناک دوباره یه جای مخفی پیدا کرده و اونجا گذاشته.منم همین جوری بهت گفتم روناک ریموت تلویزیون رو کجا گذاشتی؟ یه هو دیدم بدو بدو رفتی داخل یه ساک دستی قرمز و گشتی و ریموت و بیرون اوردی وای که چقدر ما تعجب کردیم و در عین حال خوشحال.کلی تشویقت کردیم...

واما از دارو خوردن:اگر دارو خوشمزه باشه با یه قاشق قانع نمی شی و با اشاره می گی بازم بده،واگر دارو تلخ باشه که با دیدن دارو بدو بدو می ری پشت یه چیزی که من نبینمت و به اصطلاح خودت قایم میشی.

این روزها ماما گفتنت خیلی زیاد شده و واسه هر چیزی می گی ماما حالا با لهجه های مختف.و نازو اداها..

وقتی می گم روناک بیا پشتتو بخارونم در همون حال می افتی روی زمین و به پشت می خوابیویا خودت با اشاره می گی که این کارو انجام بدم.

وقتی می ری توی اتاق با انگشتات و حرکت دستت به سمت پایین می گی بیا پیش من.

راستی یه اخمی می کنی که بیا وببین.همه عاشق این اخم کردنتن.

تازگیها هم از صندلی خودت برای بالا رفتن و دست رسی به اپن و میز کمک می گیری.

حیوانات رو هم خیلی دوست داری.

نی نی کوچولوها رو هم خیلی دوست داری.البته واقعیشو نه عکساشونو.

عاشق یه لیوان پر از اب و یه قاشق هستی . سره سفره غذا برای خودت ازمایشات تخصصی انجام می دی و حاظر به بلند شدن هم نیستی.

وقتی هم سوار ماشین میشیم هر جا مغازه عروسک فروشی ببینی با دست نشون می دی.و یه نگاه هم به من می کنی.منم می گم باشه برات می گیرم.تو هم اروم میشی .

خلاصه این روزها خیلی شیرین شدی و بانمک.راستی این هفته هم عروسی یکی از دوست های بابایی وامیدوارم که دختر خوبی باشیو شیطونی نکنی.

فعلا تا خودت 18 ماهگی بوس بای.زبان

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
مهدی (دهکده عشق)

خدا برات حفظش کنه از طرف من یه بوس کوچولو از روناک بکن.خوشحال میشم یه سر به وبم بزنی[قلب]

آنی

اول بگم که اسم دخترت فوق العاده است ... عاشق اون پشت خاروندنش شدم ... امیذوارم جشن 18 سالگیشو بعد هم 28 سالگیشو بعد هم .... تا به ثمر نشستنش باشیم و ببینیم قدوبالای رعناشونو ...