روزهای بد

چه روزهای بدی رو توی این هفته گذروندیم..

مریض شدن سه نفریمون. اول از همه تو و بابایی و بعد هم من.هرکدوم اینگاری یه نوع ویروس سرماخوردگی رو گرفته بودیم..

در واقع تو اولین مریضیه سختی بود که تا حالا گرفته بودی.تب داشتی.سرفه می کردی چشات از اشک پر بود.بیحال..ولی فدای اون قوی بودنت بشم که باهاش مقابله کردی.و منو اذیت نکردی و تحمل کردی.حتی وقتی من مریض بودم  با اون حالت می اومدی من و بوس می کردی و کنارم می نشستی..وقتی تو حال مریضی می دیدمت کلی اعصابم بهم می ریخت که کاش هر چی زودتر خوب بشی و دوباره بازیهاتو  بکنی و من دوباره غز بزنم. کم اشتها شده بودی.

وای خدا کنه هیچ وقت مریض نشی.چون واقعا دیونه می شم از اون همه ساکت بودنت و حرف نزدنت...و کز کردنت...

خدایا به همه بچه ها سلامتی  عطا کن. و روناک من رو هم هرچی زودتر خوبش کن.امین..

خدایا مممنون ممنون  ممنون..............

امیدوارم هیچ وقت  مریض نشی مامانی..

و این هم عکس دخترم در حالت مریضی..

 

همیشه شاداب و سلامت باشی روناکم.

/ 0 نظر / 12 بازدید