17 ماهگیتو قربون

یک سال و 5 ماه هم گذشت... 

17 ماهه شدی.گلم .17 ماهگیت مبارک.

روزها چه زود می گذرند... خدایا شکرت بی انتها .

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

دخترم دیگه بزرگ شده.می تونه معنی همه حرفها رو بفهمه.

وقتی کسی از در می یاد تو بهش سلام می کنه.البته به روش خودش که می گه ایا.

وقتی بهش می گم برو برام بالش بیار یا جوراب و یا هر چیزی که اسمشو می دونه فورا می ره برام می یاره..

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 زمانی که اصلا انتظار ندارم.و برای اموزشت وقت نمی زارم تو قشنگتر یاد می گیری. اکثر حرکاتمو به خودم تحویل می دی.حالت لبامو که وقتی تعجب می کنم .یا وقتی گردنمو کج می کنم.. ویا اخم کردنت هم خیلی زیباست. طوری به من اخم می کنی که من خجالت می کشم و گردنمو کج می کنم و تو چقدر ازین حرکت شاد میشی که یه جورایی منو دعوا کردی..و یا اصلا نمی دونم تو چه طوری می فهمی که قیچی یا چکش واسه چه کاریه.ویا فلان چیز کجاست و یا وقتی دستشویی داری باید کجا عوضت کنم و و خیلی چیزهای دیگه..اما هرچی که من می گم بگو بابا و یا ماما تو باز همون ادا خودتو می گی.اصلا همه کس و همه خواسته هات با ادا گفتن  انجام میشی.البته بعضی موقعها هم  م م یا ب ب  یا دد شنیده میشی.اما بیشتر اوقات با همون دهان بسته و انگشت اشاره حرف می زنی...

ولی با اون انگشت اشاره چه حرفهایی که نمی زنی.وقتی می خوای برات لالایی بخونم انگشتتو می زاری رو لبام.بعد می گی ادا.و اگر بخوای پشتت و یا دور گردنتو بمالم انگشتتو می زاری دور گردنت و ادا  میگی.همین طور واسه شیر خوردن و خیلی کارهای دیگه.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

وقتی سرم پایینه و یا دارم یه جایی غیر تو رو نگاه می کنم..یک طوری می یای چشاتو می یاری نزدیک چشام و تا نگات نکنم.دست بر دار نیستی..و هی می گی ادا ادا...مخصوصا وقتی چشم تو چشم میشیم خیلی خنده داره..

همچنان نون بربری و شیرینی شکلات رو خیلی دوست داری.میوه هم یک روز اره یک روز نه.توت و کشمش هم دیگه نه.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

همچنان هر جا بریم بازار یا فروشگاه نظر همه رو به خودت جلب می کنی.

این رو هم بگم که وقتی با عمه فرحناز یا زنعمو سمیه می ریم بیرون دیگه من رو فراموش می کنی.و دودستی به زن عمو سمیه می چسبی .به قول زن عمو سمیه می گی منو شطرنجی کنید  که روناک منو نبینه.بساطی داریم ...امشب که خاله مژگان اینها خونه ما بودند تو به نادیا گیر داده بودی.خلاصه هر دفعه یکی باید گیر سه پیچ شما شود..

کلا در یک جمله بگم. تو دل برو هستی و خوردنی. حتی وقتی عصبانی می شی یا لج می کنی اون هم دیدنی میشه. و خنده دار.(سر رو زمین ، کو بیده به فرش یا هر چیزی که نزدیکت باشه و  پا ها هم محکم به زمین زده میشه.)

راستی تا صدای اذان می شنوی فورا دستاتو می یاری نزدیک گوشت و می گی الا.

اگه موهام رو پیشونیم باشه و جلوی چشمام تو فورا با اون دستهای خوشگلت موهامو می بری عقب  و چقدر خوشحال میشی.

خلاصه هر روز شیرین تر و متفاوتر از روز قبل میشی برام.

درضمن دندون دوازدهم هم درومود مبارکا...جلو: 4تا بالا و 4 تا پایین...اسیاب: 2 تا بالا 2 تا پایین طرفین.

 

 

.

.

از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد، نه آنچه را که آرزوداری،
زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار!

 

 

     خدایا شکرت بی انتها... بی منتها... بی ادعا...

 

 

/ 0 نظر / 20 بازدید