روزهای پایانی سال 89

نفس من سلام.مامانی فدات شم که اینقده دل همه رو می بری.به قول بابا فرشید عاشقتم..

راستی در ادامه پست قبلی بگم برات که واکسنت کمی اذیتت کردو خلاصه حتی نمی تونستی پاتو تکون بدی.وقتی شب می خوابیدی تا صبح همون شکلی بیدار می شدی از پس که پات درد می کرد.من به فدای تو بشم.به هر حال به هر سختی که بود تموم شد.و با هم دیگه خونه تکونی کردیم و .حالا چه جوری که بماند شبها ساعت 3 می خوابیدم و صبحها هم ساعت 8.5 بیدار می شدیم . کلا خونه تکونی سختی بود که خدا رو شکر .5 ساعت به تحویل سال تموم شد.شب سال تحویل که ساعت 2.55 دقیقه بود.من و بابایی بیدار بودیم و تو خواب.امسال سال خرگوشه.امیدوارم سال خوبی واسه همه و به خصوص واسه تو باشه.بدور از هر مریضی و بیماری.

تا سال بعد خداحافظ.ماچ

 

/ 0 نظر / 15 بازدید